محمد موسوى
62
مجموعه پيك شفا ( شربت ها ) ( فارسى )
مزاجى بيمار را دفع كند و صفرا و سودا و بلغم را به حالت طبيعى بازگرداند تا بتواند داروهاى علاجكننده ام . اس را به محل اصلى بيمارى برساند . در بوته آزمايش طب غربى چگونه مىتوان مزاجهاى چهارگانه را مورد تجزيه و تحليل قرار داد ؟ و چگونه مىتوان ميزان تر و خشك بودن داروها را با معيار طب غربى محك زد . اگر طب غربى به اين معيارها اعتقاد داشت طبعا اين همه داروهاى پرعوارض توليد نمىكرد ! و در علاج بيمارىها اينقدر ناتوان نبود ! بيمارىهاى سادهاى مانند ميگرن ، اگزما ، حساسيتهاى فصلى ، ريزش مو ، كهير ، يرقان نوزادى ، آرتروزها ، رماتيسم ، آرتئيد روماتئيد ، سينوزيت ، داء الثعلب ، نقرس و دهها مورد ديگر در طب سنتى به سهولت و بدون عوارض درمان مىشود ولى در طب غربى همين بيمارىها به خاطر نوع نگرش آنان به ساخت داروها نه تنها درمان ريشهاى نمىشود بلكه تبديل به بيمارىهاى ديگر گشته و در درازمدت چه بسا امراض صعب العلاج به وجود مىآورد . يك مثال ساده شايد به تفهيم بهتر بيانجامد . جوش صورت كه امروزه يكى از معضلات پزشكى مىباشد ، با تجويز داروهاى آنتىبيوتيكى گاه چند سال به طول مىانجامد و نتيجه آن همواره رضايتبخش نبوده و مبتلايان دچار عوارض گوناگونى از جمله ضعف عمومى و غلبه خشكى و مستعد شدن پوست به اگزما و خارش و دهها مشكل ديگر مىگردند . بنابراين بايد مجموعههاى پزشكى نبايد در يك دايره بسته و انحصارگرايانه با طرد رشتههاى موفّق طبّى مانند طب سنّتى عمل كنند ، چرا كه زيانهاى بسيار در پى دارد . گويى علم فقط و فقط آن چيزى است كه غرب و غرب زدگان مىگويند . يكى از اقدامات زيانبار ناشى از اين طرز تفكر گماردن متخصصين طب غربى براى ساماندهى طب سنتى و بومى كشور است كه هميشه با عدم توفيق روبرو شده و در انتهاى كار به برخوردهاى خشن با توليدكنندگان و اساتيد فن طب